الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

86

تفسير مجمع البيان (فارسى)

راضى بودند . « 1 » « فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ » صالح فرمود : اينك سه روز در شهرها و بلاد خود از ديدنيهاى زيبا و صداها و ساير چيزهايى كه بوسيلهء حواس درك مىشود استفاده كنيد كه پس از آن عذاب خدا شما را فرا خواهد گرفت ، و اينكه به بلاد و شهرها در اين آيه « خانه‌ها » اطلاق شده بخاطر آنست كه خصوصيت شهر و بلد در آن است كه ساكنين خود را گرد آورد چنانچه خانه نيز اين گونه است . و برخى گفته‌اند منظور از « دار » در اينجا خانهء دنيا است ، و معناى « تمتعوا » يعنى زندگى كنيد ، و اينكه از زندگى و حيات به تمتع و بهره‌گيرى تعبير شده براى آنست كه انسان زنده از حواس خود بهره گيرد و متمتع گردد . و گويند : هنگامى كه آن ناقه را پى كردند بچه‌اش بالاى كوه رفت و سه بار فرياد كشيد ، صالح فرمود : در مقابل هر فريادى يك روز مهلت داريد ، و روز اول كه شد رنگهاشان زرد شد ، روز دوم قرمز شد ، و روز سوم سياه گرديد ، و اين بود كه دنبالش فرمود : « ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ » اين وعده‌اى كه دربارهء عذاب و نزول آن پس از سه روز بشما دادم وعدهء راست و درستى است كه دروغى در آن نيست . و جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كرده كه چون رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - در غزوهء تبوك بسر زمين « حجر » « 2 » رسيد به پا ايستاد و خطبه‌اى ايراد فرمود و در آن خطبه گفت : اى مردم از پيغمبر خود در خواست معجزه نكنيد كه اين قوم صالح بود كه از پيغمبر خود خواستند شترى براى آنها بياورد ، و آن شتر در همين درّه ميآمد و آب آنها را ميآشاميد و در عوض مردم روز ديگر كه ميشد به همان اندازه آبى كه خورده

--> ( 1 ) - يعنى اينكه خدا به صورت جمع فرموده « فعقروها » با اينكه پى كننده يكى از آنها بوده بدانجهت است كه ديگران به عمل او راضى بودند . ( 2 ) - حجر - بر وزن حبر - نام سر زمين ثمود است كه در وادى القرى قرار گرفته و بگفتهء حموى : اكنون نيز دهى در آن سر زمين به همين نام موجود است ، و آثارى هم از ويرانه‌هاى قوم ثمود در آنجا ديده مىشود .